ميرزا حسين النوري الطبرسي

335

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

جانب خداوند تبارك و تعالى بر ملايكه و انسان و انواع حيوانات و جنّ و مخلوقات جميع عوالم و بلادها و شهرها كه از حيطهء جبّارين بيرون است ؛ مانند : جابلسا و جابلقا و غير آنها كه اشاره به آنها بشود در قصّهء جزيرهء خضرا و تمام آنها در حيطهء اقتدار و سلطنت فعليّهء آن جناب است و به امر و فرمان آن جناب ، مؤتمر و سركشى نكنند . هر چه گويند اطاعت كنند و فرمان برند ؛ جز اين صنف بنى آدم موجود در دو روى زمين كه بالنسبه به آنها قدر محسوسى ندارند و بر فرض تسليم كه از شرايط صحّت امامت ، اقتدار فعلى است ، تسليم نداريم كه بايد بر تمام آن كه مبعوث شده بر آنها مقتدر و غالب باشد و الّا لازم آيد سقوط جميع انبيا و خلفا از درجهء نبوّت و خلافت ؛ چه هرگز اقتدار تمام براى احدى از ايشان ميسّر نشد . سؤال دهم : سلاطين جور و متغلّبين در بلاد اگر بخواهند توبه كنند و حقّ آن جناب را به او بدهند چاره ندارند ؛ زيرا كه دسترسى به او ندارند كه حقّش را تسليم نمايند و خود را فارغ كنند ؛ پس توبهء اين جماعت هرگز مقبول نشود . جواب : كفايت مىكند او را در توبه ، دست كشيدن از آن چه مشغول است به آن و پشيمان بودن از نشستن در مقامى كه جايز نبود بر او نشستن در آن و عزم بر عدم معاودت ، و آن جناب ، حسب امر الهى تكليف خود را داند كه در اين حال ظاهر شود يا نشود . و غير اين‌ها از شبهات ، شبيه به تار عنكبوت كه صاحبش به غريقى ماند كه به هر خاشاكى متشبّث شود . چنان چه بعضى گفتند : او از كجا مطمئن شود كه اگر ظاهر شود او را نكشند و ذكر اين‌ها و تعرّض جواب از آنها تضييع عمر و كاغذ و قلم و وقت خواننده است . مخفى نماند كه جمله‌اى از شبهات سابقه را علماى متكلّمين ما در كتب كلاميّه و امامت متعرّض شده ، به اصول اماميّه و قواعد كلاميّهء جواب از آن و از ايرادهاى وارده بر آن داده‌اند و چون در اين مؤلّف شريف ، بناى استقصاى مطالب متعلّق به آن جناب نبود ، بلكه بناى جمع نوادر و مستطرفات حالات كه كمتر در كتابى جمع شده